بعد مدتها دارم توی یه بازی شرکت می کنم . یادم نیست آخرین بار چه بازی ای بود که براش نوشتم و به دعوت کی ، فکر میکنم تو وبلاگ قبلیه م بود و باز هم فکر می کنم که دو سه تا بازی دیگه هم دعوت شدم که هنوز فرصت نکردم بنویسم و شاید دیگه ننویسم .
این بازی رو چند جای دیگه هم دیده بودم وخیلی هم دلم میخواست بنویسمش. تا اینکه .... توی وبلاگش نوشت و منم بر آن شدم تا بنویسم .
خب یه سری کلمه ست که باید اولین چیزی رو که به ذهنم میاد در موردش بگم.
شروع میکنیم :
قهوه : تلخ، سردرد، گَس...
غرور : گاهی احمقانه و دست و پا گیر
مدرسه: خوب
دفتر مدیر : مجله روزنه
قرمه سبزی : بستگی به آشپزش داره ، بهترینش غزال!!! و بدترینش زندایی ف !!!
ریاضی : دنیای دیگه ایه!
آهنگ : ابزار تغییر مود!(حال و هوا)
ماه رمضون : ربّنا ...
استخر : لِیزیک !!! هیدروفوبیا!!!
روزنامه : خائن
آبگوشت : دیزی شو دوست دارم
کودکی : پاکی
قزوین : یکی دو ساله معنی جوکاشو فهمیدم 
دروغ : متنفرم! ولی وجود داره !!!
لیسانس : استیصال برای فوق لیسانس
فوتبال : مسخره ! بیکار! علّاف!
قانون : بذار دم کوزه آبشو بخور ولی اگه باشه خوبه.
پرواز : عاشق پروازم.
اشک : اوج فشار ، تخلیه
ازدواج : استقلال
وبلاگ : دنیای ذهن من!
مهتاب : خوابیدن تابستونای بچگی توی حیاط!
زندگی : حداکثر استفاده رو ازش بکن!
عشق : احمقانه ست مگه به موقعش!
هلو : عاشقشم!
تحصیل : اول اجبار و الان علاقه !
خارج : غربت
خواب : دلم لَک زده برا یه روزخواب آروم و راحت و بی دغدغه!!! از ما که گذشت ...
پیتزا : گوشت و قارچ!!!
اینترنت : اعتیاد
مجلس : دزد!
کتاب : دلم رمان عاشقانه فهیمه رحیمی رو میخواد ، یه چیز توی مایه های پنجره!
کلم پلو : مظهر شیراز! گوشت قلقلی! خوشمزه!!! تخصص مامان! (خیلی دوست دارم .)
تقلب : راه نجات !!!
ایران : تحریم ، بدبختی ، آبرو ریزی، خاک بر سری!
جومونگ : مردمو مسخره کردن !!!
دریا : خنگ ! شمس العماره !!
باران : عاشقشم. پاک! راه رفتن زیرشو خیلی دوست دارم.
پ.ن: هر کی دوست داره بیاد توی این بازی شرکت کنه . رسما از محبوبه ، ستایش جون، شهریار شهر سنگستان ، سایه جونم ، امیر، نیمچه دکتر ، الهه جون ، متاستاز و بقیه دوستام دعوت میکنم (ببخشید اگه کسی رو از قلم انداختم ...)
پ.ن: میخوام یه بازی راه بندازم. توی پست بعدی میگم چیه !
دیروز "نسکافه داغ داغ " و "کمپانی هیولاها" رو دیدم . هر دو قشنگ بود ... خدا رحمتت کنه خسرو شکیبائی ،چه هنرمندی بودی ... پرویز پرستویی هم معرکه ست که ازش چند روز پیش "بیست" رو دیدم ...
پ.ن آخر : یه امتحان اورو ازمون گرفتن ... مسلمون نشنوه کافر نبینه ... خدا از دکتر ف نگذره اینجوری بهمون شوک وارد کرد !!!
راستی امروز اولین روز بخش چشم بود . خیلی خوب بود ، با اینکه قبلش هیچی نخونده بودم خوشبختانه یه رزیدنت خوب سال یکی بود که برام همه چیزو توضیح می داد . این رزیدنتای خانوم همکه بعضیهاشون فقط بلدن خودشونو برات بگیرن انگار چه خبره !!!
امتحان فارما هم افتاد برای 16 آذر ... پس فرصت کافی دارم برای چی شو هر وقت جور شد میگم ... تا خدا چی بخواد ...